محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6392

تاريخ الطبرى ( فارسي )

غلامان خويش بيايد و با آنها گفتگو كند . در آن روز كارى در ميانه صورت نپذيرفت . وقتى شب شنبه شد هر كه مىخواست از نزد موسى بازآيد ، بازآمد . موسى و مفلح بازگشتند ، با نزديك هزار كس ، كه آهنگ راه خراسان داشتند . بايكباك ( 466 و جمعى از سرداران وى همانشب با عيسى كرخى برفتند و شب را با وى به سر بردند . صبحگاه روز شنبه بايكباك با همراهان خويش بيامد و وارد خانهء خلافت شدند . شمشير بايكباك و يارجوخ و اساتكين و احمد بن خاقان و خطارمش و ديگران گرفته شد . همگى به نزد مهتدى رسيدند و سلام گفتند و دستور يافتند كه بروند مگر بايكباك كه مهتدى دستور داد پيش روى وى بايستد ، آنگاه به وى پرداخت و گناهان وى را با كارها كه با مسلمانان و اسلام كرده بود برشمرد . پس از آن وابستگان راه وى را گرفتند و او را به يكى از اطاقهاى خانه بردند و در را بر او ببستند و بيشتر از پنج ساعت نگذشت كه كشته شد ، به روز شنبه به وقت زوال ، و كار استقرار گرفت . نه حركتى بود و نه كسى سخن كرد ، مگر تنى چند اندك كه به كار بايكباك معترض بودند ، اما به تمام غمزده نبودند . و چون روز يكشنبه شد تركان به همسنگى فرغانيان كه با آنها وارد خانهء خلافت مىشدند اعتراض آوردند و پنداشتند كه تدبير چنين بوده كه سران آنها را بكشند تا فرغانيان و مغربيان بر آنها تقدم يابند . پس همگى از خانهء خلافت برون شدند و خانه به فرغانيان و مغربيان ماند . تركان در ناحيهء كرخ بر اين ، اعتراض آوردند و خواستن بايكباك را بر آن افزودند از آن رو كه ياران بايكباك با آنها فراهم آمده بودند . مهتدى گروهى از فرغانيان را به نزد خويش برد و اعتراض تركان را با آنها بگفت و گفت : « اگر مىدانيد كه در مقابل آنها مىايستيد امير مؤمنان نزديكى شما را ناخوش ندارد و اگر پنداريد كه در مقابل آنها ناتوانيد از آن پيش كه كار دشوار شود آنها را به انجام دلخواهشان خشنود كنم . »